درس نهم: آیا هدایت و ضلالت الهی به معنای جبر نیست ؟

پنجاه درس عقاید آیت الله مکارم شیرازی - بخش دوم : عدل الهی

1 دقیقه برای مطالعه

۱- اقسام هدایت و ضلالت

مسافرى آدرسى را در دست دارد، به شما مى رسد و سؤال مى کند، شما براى نشان دادن مقصد او دو راه در پیش دارید:

نخست این که همراه او بروید و نیکوکارى را به مرحله کمال و تمام برسانید و تا مقصد او را همراهى کنید سپس خداحافظى کرده برگردید.

دوم این که با اشاره دست، و دادن نشانه هاى مختلف او را به سوى مقصدش رهنمون شوید.

مسلماً در هر دو صورت شما او را «هدایت» به مقصود کرده اید، ولى میان این دو فرق است، دومى تنها «ارائه طریق» است، و اولى «ایصال به مطلوب» یعنى رساندن به مقصد. در قرآن مجید و در اخبار اسلامى هدایت به هر دو معنى آمده است.

از سوى دیگر گاه هدایت تنها جنبه «تشریعى» دارد یعنى از طریق قوانین و دستورات صورت مى گیرد و گاه جنبه «تکوینى» دارد یعنى از طریق دستگاه هاى آفرینش همانند هدایتِ نطفه به سوى یک انسان کامل، و این هر دو معنى نیز در قرآن و اخبار آمده، با روشن شدن اقسام هدایت (و طبعاً نقطه مقابل آنها، ضلالت) به اصل مطلب باز مى گردیم.

در آیات بسیارى مى خوانیم که هدایت و ضلالت کار خداست؛ بدون شک «ارائه طریق» از سوى خدا صورت مى گیرد، چرا که او پیامبران را فرستاده و کتب آسمانى نازل کرده تا راه را به انسان ها نشان دهند.

امّا «رسانیدن به مقصد» به صورت اجبارى مسلماً با اصل آزادى اراده و اختیار سازگار نیست، ولى چون تمام نیروها را که براى رسیدن به مقصد لازم است خدا در اختیار ما مى گذارد و اوست که توفیقش را شامل حال ما در این راه مى گرداند این معنى از هدایت نیز به صورتى که گفته شد از سوى خدا است یعنى به صورت تهیه اسباب و مقدّمات و گذاردن آنها در اختیار بشر.

* * *

۲- آیا هدایت و ضلالت الهی به معنای جبر نیست ؟

اکنون سؤال مهم این جاست که در بسیارى از آیات قرآن مى خوانیم: «خدا هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد» مانند:

(فَیُضِلُّ اللّهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی مَن یَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ)؛ «خداوند هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه مى سازد، و او شکست ناپذیر و حکیم است«.

بعضى بدون در نظر گرفتن آیات دیگر قرآن، و تفسیرى که آیات نسبت به یکدیگر دارند، فوراً با مشاهده چنین آیه اى زبان به اعتراض مى گشایند و مى گویند چگونه خداوند هر کس را بخواهد هدایت مى کند و هر کسى را بخواهد گمراه مى سازد؟ پس ما در این وسط چه گناهى داریم؟!

نکته مهم این است که همیشه آیات قرآن را باید در ارتباط با یکدیگر در نظر گرفت تا به مفهوم حقیقى آن آشنا شویم، و ما در این جا چند نمونه از آیات دیگر هدایت و ضلالت را براى شما بازگو مى کنیم تا در کنار آیه بالا بچینید و خودتان نتیجه گیرى لازم را به عمل آورید:

در آیه ۲۷، سوره ابراهیم مى خوانیم: (وَ یُضِلُّ اللّهُ الظَّالِمِینَ)؛ «خداوند ستمگران را گمراه مى سازد».

در آیه ۳۴، سوره غافر مى خوانیم: (کَذَلِکَ یُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ)؛ «اینچنین خداوند هر اسراف کار وسوسه گر را گمراه مى سازد».

و در آیه ۶۹، سوره عنکبوت مى خوانیم: (وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا)؛ «کسانى که در راه ما جهاد کنند آنها را به راه هاى روشن خویش رهبرى و هدایت مى کنیم».

چنان که ملاحظه مى کنیم مشیّت و اراده خدا بى حساب نیست، نه بى حساب توفیق هدایت به کسى مى دهد و نه بى حساب توفیقش را از کسى سلب مى کند.

آنها که در راه او جهاد کنند، به جنگ مشکلات بروند، با هواى نفس به مبارزه برخیزند، و در برابر دشمنان بیرونى مقاومت و سرسختى نشان دهند، خداوند وعده هدایت آنها را داده است و این عین عدالت است.

و امّا آنها که «ظلم و ستم» بنیاد کنند، و در طریق اسراف و شک و تردید و ایجاد وسوسه در دل ها، گام بگذارند، خدا توفیق هدایت را از آنها سلب مى کند، قلبشان بر اثر این اعمال، تاریک و ظلمانى مى گردد، و توفیق رسیدن به سرمنزل سعادت نصیبشان نخواهد شد. و این است معنى گمراه ساختن پروردگار که نتیجه اعمال ما را در اختیار ما مى گذارد و این نیز عین عدالت است. (دقّت کنید)

* * *

۳ -علم ازلى علت عصیان کردن !

آخرین مطلبى که در بحث جبر و اختیار طرح آن را لازم مى بینیم بهانه اى است که بعضى از جبرى ها به عنوان علم ازلى خداوند مطرح کرده اند.

آنها مى گویند: آیا خدا مى دانسته است که فلان شخص در فلان ساعت مرتکب قتل نفس یا نوشیدن شراب مى شود؟ اگر بگویید نمى دانسته، علم خدا را انکار کرده اید، و اگر بگویید مى دانسته باید حتماً آن را انجام دهد، وگرنه علم خداوند خلاف از آب درمى آید.

پس براى حفظ علم خداوند هم که باشد گنهکاران مجبورند گناهانشان را انجام دهند، و مطیعان نیز باید اطاعتشان را!

امّا آنها که این بهانه را براى پرده پوشى بر خطاها و گناهان خود جور کرده اند در حقیقت از یک نکته غافلند که ما مى گوییم خدا از ازل مى دانسته ما به میل و اراده و اختیار خود اطاعت یا گناه مى کنیم، یعنى اختیار و اراده ما نیز در علم خدا بوده است. پس ما اگر مجبور شویم علم خدا جهل مى شود. (دقّت کنید)

اجازه دهید این مطلب را با یکى دو سؤال کاملا مجسم کنیم: فرض کنید استادى یا معلّمى مى داند فلان شاگرد تنبل در آخر سال رفوزه مى شود، و این آگاهى او صد در صد قطعى است و بر اساس تجربیات سالیان دراز عمر اوست.

آیا فردا که آن شاگرد رفوزه شده مى تواند یقه استاد را بگیرد که پیش بینى و اطّلاع تو مرا مجبور کرد رفوزه شوم؟!

دست بالاتر را مى گیریم، فرض کنید شخص معصوم و بى خطایى باشد و از وقوع حادثه جنایت بارى در فلان روز باخبر گردد و روى جهاتى مصلحت ببیند در این امر دخالت کند، آیا علم این معصوم سلب مسئولیت از مجرم مى کند، و او را در کار خود مجبور مى گرداند؟!

باز فرض کنید دستگاه هاى نوظهورى اختراع شود که بتواند حوادث آینده را چند ساعت قبل از وقوع آن دقیقاً پیش بینى کند و بگوید فلان شخص با میل و اختیار خود فلان کار را در فلان ساعت انجام خواهد داد آیا اینها سبب اجبار کسى مى شود؟!

خلاصه این که علم خداوند هرگز کسى را بر کارى مجبور نمى کند.

* * *

فکر کنید و پاسخ دهید

  • ۱- هدایت چند گونه است؟ شرح دهید.
  • ۲- نمونه اى از آیات قرآن که هدایت و ضلالت را به خدا نسبت مى دهد بازگو کنید.
  • ۳- تفسیر هدایت و ضلالت الهى چیست؟
  • ۴- منظور از علم ازلى خداوند چیست؟
  • ۵- آیا این علم ازلى سلب اختیار و مسئولیت از ما مى کند؟ مثالى براى این مسئله ذکر کنید.

پایگاه معارف عرفه دات نت

ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + شش =